محمد مهريار
576
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
كه در تداول عامه ، « الف » ممدود ماقبل آخر " او " تلفظ مىشود . « مهران - مهرون » و مارون صورت ديگرى از آن است . « مهران - ماران - مارون » . يكبار ديگر مهر با همهء شكوه در نام رودخانهء پرآب بزرگى ديده مىشود . كارويه K ruye ( h ) كارويه ديهى است در دهستان اشترجان از شهرستان فلاورجان اصفهان . در عداد ديههاى ديگر اين ناحيه ديه چندان بزرگى نيست . « 1 » در سال 1355 كه آمار آن در دست است جمعيت آن را 469 نفر نوشتهاند . « 2 » دهستان اشترجان و همچنين ناحيت لنجان از نواحى قديم سكونت و تمدن ايران بوده است و نامهاى كهن كه در اطراف آن براى ما به يادگار مانده است نمايندهء اين قدمت و سابقهء تمدن است . بهطور عموم اين ناحيه نظر به امكان دستيابى به آب زايندهرود و همچنين سهولت كندن قنات از ديرباز آباد بوده است . ناحيتى است پردرخت ، سرسبز ، ولى دهكدههاى آن شكوه و جلوهء آبادانى چندانى ندارد . ساختمانها اكثر با خشت ناپخته و سقفهاى چوبى ، كوچههاى تنگ و كثيف ، زمستانهاى پرگل و تابستانهاى پرگرد و خاك ، حمامى و مسجدى و ديگر هيچ . دهكده چيز گفتنى ندارد . اخيرا كه شهرگرايى به اين نواحى رخنه كرده است اينسو و آنسو درهاى آهنى و ديوارهاى آجرى هم ديده مىشود . از اين پيش ناحيت لنجان به علت وجود مالاريا و آفات بسيار گياهى و نباتى و حيوانى ناحيتى تنگدست با ضيق معيشت بود ولى اينك جادههاى اسفالتى چندى از اينسو و آنسو در آن ساخته شده و دادوستد و رفتوآمد آسان گشته است و بر آبادى محلها بسيار افزوده شده است . بپردازيم به نام آن . واژهشناسى : كارويه از سه جزء « كار + او + يه » تركيب يافته است . جزء اول كار همان صورت ديگرى از « كر » به معناى كاريز و با تسامح در مورد اعم به معناى جوى و راه آب است . « 3 » به همين معنا در اطراف ايران نيز مثالهايى دارد چون كارو ( جيرفت ) و كارگه ( اهواز )
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 204 . در سال 1375 جمعيت آن به 978 نفر افزايش يافته است . ( 3 ) - ن . ك . به : واژهء كرسگان و غيره .